تبلیغات
پونی کلاب - سارااااااااااااا جونننن داره میادددددد

سارااااااااااااا جونننن داره میادددددد

شنبه 2 اسفند 1393 05:44 ق.ظ

By : پــ . . . ـــانیذ:)
،
سلام ژوگولی بوگولی هااااااااا!
سارا(سامست) جونم داره میادددد!!!
من مجبورش کردم که حتما حتما بیاد!
از پشت تلفن!!!برید ادامه مکالمه مون رو نوشتم!


دیری دیری دیری دینگگگگ(صدای شماره گیری)
مامانش برداشت و گفت:سلام
من:منزل .....؟
مامانش گفت:بله بفرماید با کی کار دارید
من:سارا و مهسا هستن؟
گفت:دوست کدومشونی؟تا اول بدم به اون؟


من موندم......آخه روم نمیشد با سارا حرف بزنم گفتم:
اول بدید به مهسا
گفت:مهسا جااااااااااااااااااااان!!بیا دوستت!
مهسا:سلام!
من:سلام!
مهسا:شما؟
من:من پانیذم!میشناسی دیگه؟
مهسا:ام..............نه!!!


صدای سارا و مامانش خیلی آروم میومد که میگفتن:
سارا:مامان اون کیه؟گوشی رو از مهسا بگیر بده به من
مامانش:بزار اول مهسا حرف بزنه
سارا:شاید کارش مهمه!من ازش میگیرم
بعد سارا تلفن رو گرفت و گفت:شما؟؟؟
من:منم پانیذ مدیر وب پونی!
اون:چی؟؟؟
من:ببین میتونی برگردی؟؟ترو خدا سارا هرجا میرم دعواست...
ترو امام برگرد
اون:جانننننن؟
من:اصلا الان صدای من خوب میاد؟؟؟
اون:عالییییییییییی
من:خوبه.پس کلی بگم....میشه برگردی نت؟؟؟
سارا:نه!من الان خوشحالم یه زندگی معمولی دارم!
من:خوب تو وقتایی که قبلا نت بودی.......الان بجاش چی کار میکنی؟
اون:با خواهرم بازی میکنم!تو خونه ولووووووووووو میشم!تو هم برو!!!
من:حالا من برم........یه داداش 16 ساله دارم که مثل خررررررررر میخونه....تو خونه هم حق ولو شدن ندارم...من وقتی رفتم چیکار کنم؟؟
اون:خوب تو مجبور نیستی بری!
من:ترو خدا برگرد!
اون:خوب......من اگه الان بخوام بیام هم نمیتونم بیام!مگر تا هفته ی بعد
من:چون نتتون قطعه؟
اون:نه!چون بابام میگه اون موقع 8 نت رو وصل کرد.......الان هم هشتم وصل میکنه!
من:خوب دیگه..........پس فکراتو بکنیا...........ولی لطفا برگرد!
اون:باشه!خداحافط
من:به امید دیدار در نت!




Comments : نظرات

Last edited: - -