تبلیغات
پونی کلاب - مطالب دی 1393

بی مقدمه.....

چهارشنبه 17 دی 1393 05:38 ق.ظ

By : پــ . . . ـــانیذ:)
،
من تا امتحانات رفتم...شاید واسه همیشه.هیوساجون مطلب بزار.وقتی بیام وب رو رمزدار میکنم و رمز رو به کسایی که نظر دادن میدم



Comments : نظرات

Last edited: - -



اسکای پاو(sky pwo)

شنبه 13 دی 1393 11:23 ق.ظ

By : پــ . . . ـــانیذ:)
،

اینم یه پونی ناشناخته دیگه
برای دیدن بقیه عکساش برین ادامه

بقیش اینجاست

Comments : نظر بالدار

Last edited: - -



داستان طنزه عشق رنگ و رورفته(قسمت4و5)

شنبه 13 دی 1393 08:44 ق.ظ

By : پــ . . . ـــانیذ:)
،

ادامه داستان از قسمت4و5
اگر دیدی جوانی بر درختی تکه کرده بدان یه گند کاری کرده!
همون موقع روریتی از کنارش رد میشه...
اما یکی از النقو هاش میره تو گلوی هارپر!!!!
توآیلایت میگه...
هارپر میگه:



قسمت5
خوب بچه ها تا الان بدبختی های روریتی و توآیلایت و هارپر رو میزاریم کنار!
و میریم یه سری به زندگی فلاترشای میزنیم!
فلی مواظب باشاااااا!!!
یک ساعت بعد:
فلی:بزار یکم تلوزیون ببینم تا گند کاریم یادم بره!
نیم ساعت بعد....
این داستان ادامه دارد...
برای ادامه20نظر



Comments : نظرات

Last edited: - -



معرفی کیکCake(کیک های خاص پینکی پای)

جمعه 12 دی 1393 12:37 ب.ظ

By : پــ . . . ـــانیذ:)
،
تاحالا چیزی درمورد کیک های خاص پینکی پای
که 4 طبقه هستش و در 
آخرین طبقه سیب سبر و یرتقال نشونده شنیدین؟؟؟
پس آماده باشید بشنوید!
کیکی که فقط خوانواده ی پاپ کیک
فرمول مخفیش رو میدونن و سال هاست که
این فرمول سری توی خوانواده یه کیک بین:
گرندکیک(پیر کیک)میس کیک(خانوم کیک)مستر کیک(آقای کیک)میسیز کیک(سرکار خانوم کیک)
و تا الان به پینکی پای(پای صورتی)رسیده
هر سال در کنترلات مسابقه ی کیک پزی اجرا میشه
و خوانواده یه کیک(کاپ کیک)هر سال توش برنده میشن!
چون اون ها فرمولی رو دارن که هیچکس
نداره!
میخواین باهم فضایه مسابقه رو ببینیم؟؟
بفرمایید:
امیدوارم شما هم یکی از
برنده های این مسابقه باشید پونی ها!



Comments : نظرات

Last edited: - -



مرور داستان قتل فلاترشای و رنگین

جمعه 12 دی 1393 03:20 ق.ظ

By : پــ . . . ـــانیذ:)
،
سه قسمت آخر داستان رو مرور میکنیم
پینکی:میدونی شما خیلی خوش شانسین!
فلاترشای:چرا؟
پینکی:چون اگه من جای شما بودم تا الان200بار دستم رو شده بود!
فلاترشای:واقعا؟ممنونم!
همون موقع پسرخاله ی اپل جک(اسمش براندی هستش)داشت میدوید که خورد به فلاترشای!!!!!
فلاترشای همون موقع سریع عاشق پسرخاله براندی شد!
پسرخاله براندی:من واقعا متاسفم!ببخشید
فلاترشای:بخشیدم!
پسرخاله براندی:تیمارستان قلام علی کجاست؟(ببخشید اسم دیگه ای نداشتم!)
پینکی پای:سر کوچه نبش خیابون!
پسرخاله براندی:یا امام زاده بیژن!من که500با اوجا رو گشتم!باشه ممنون!
فلاترشای:خداحافظ
پینکی:فلاترشای؟؟؟؟؟؟
فلاترشای:......
پینکی:فلاترررررررررررررشششششششاااااااااااااییییییییی!!!!!
فلاترشای:امم...چیزه.....اصلا ناهار مهمون من!
از اون طرف.....
اپل جک:من دارم فکر میکنم....
پسررخاله براندی:سلام دختر خاله تا شنیدم خودمو رسوندم.حالا خانوم روریتی خوبه؟
اپل جک:آره!
توآیلایت:ما کاری رو که لازم بود کردیم.
همون موقع فلاترشای و پینکی میان همون تیمارستان تا بفهمن موضوع چیه.
پسرخاله براندی:آههههه.خانوم فلاترشای...از دیدنتون خوش حال شدم!
اپل جک در گوش پینکی میگه:
فلاترشای چش شده؟
پینکی:هزار دل عاشق این مردتیکه شده
اپل جک:میدونی این مردتیکه کیه منه؟
پینکی:خوب ببخشید!من سریع براندی رو از فلاترشای دور میکنم
پینکی باصدای بلند:
اون سیبا خودشون خود به خود
چیده نمیشن!!!!
براندی:حق با شماست!
همه به فلاترشای نگاه کردن:
فلاترشای:چیه فکر کردین من عاشق اون شدم؟
اپل جک:فکر نمیکنیم مطمینیم!
همون موقع رنگین میاد وسط و میگه:ززززززااااااااااامبی ههههههههاااااااا حمله کردن!!!!





توآیلایت:خوب اگه گفتید الان وقت چیه؟
پینکی:الان وقت جشن گرفتنه!
توآیلایت:نه پینکی الان وقت جنگیدنه!
رنگین:پس بیاین آماده شیم!
همون موقع سامست با یه دست شکسته میاد تو و میگه:
سلوم!
همه:سامست؟
اسنیل و اسلیپ:ماهم باهاش اومدیم!
فلاترشای:سامست چرا این دیوونه هارو باخودت آوردی؟
سامست:بابا مگه من آوردمشون؟ایناعین زالو چسبیدن به من!
توآیلایت:خوب دیگه بسه!راستی سامست تو بیرون بودی؟
سامست:آره بیرون بودم.نمیدونم چرا زامبی ها بهم حمله کردن و دستم رو شکستن.بعد رنگین رو دیدم که داشت دنبال یه زامبی میگشت.بعد تامنو دید اومد اینجا منم دنبالش کردم و اومدم اینجا!
توآیلایت:خوب بریم که رفتیم!
پینکی:ننننهنههههههههههههههه.باشمارش من حمله میکنیم!
3    2    1
حمله!!!!
همه داشتن میجنگیدن.....
از اون طرف توی تیمارستان قلام علی.....
خلاصه همه داشتن میجنگیدن که همون موقع توآیلایت میره پیش رنگین و بهش میگه:
رنگین تو مشکوک میزنی؟
رنگین:تو چرا همچین فکری میکنی؟
توآیلایت:چون واقعا مشکوکی!!!
فلاترشای:سلووووومممم.چی بهم میگین؟
توآیلایت:فلی؟؟؟تونمیخوای بری بجنگی؟
فلی:نه نوموخوام!
اپل جک:یا امام زاده بیژن!!!!بیاین ببینین ما همه رو شکست دادیم به جز اون زامبی یه!
فلی میره در گوش رنگین میگه:مطمینم این همونی هستش که ما از اول کشتیمش!رنگین دیگه باید حقیقت رو بگیم.ما اول مامان روریتی رو کشتیم....بعد اسپاک....بعد پینکی(ولی فلی خودش میدونه که پینکی زندس)...الانم که روریتی رفته تیمارستان غلام علی!و الانم زامبی ها حمله کردن.رنگین روز به روز داره بدتر میشه!همه چی از اون روز که ما یه پونی کشتیم شروع شد.....وبعد تا الان همش داریم به دروغ هامون اضافه میکنیم.
از اون طرف پینکی....
خوب دیگه من از همه چی خبر دارم.....


پینکی:من میتونم لوشون بدم!!!!وای خدای من من دارم چی میگم؟من به فلاترشای قول دادم!خوب..امممم.من بهش قول دادم تا لوشون ندم اما میتونم کاری کنم که لو برن!
همون موقع جک فراست از آسمون پرت میشه پایین(اونایی که جک فراست رو دیدن میدونن برای چی از آسمون پرت شد.چون میتونه پرواز کنه)
پینکی:جک فراست؟
سردین:آره من خودمم!
پینکی:تو همون سرآشپزه ای که تو شبکه ی3میومد؟
سردین:نه بابا!من جک فراستم!
پینکی:آهان همون آرایشگره؟
سردین:بابا منم!جک فراست!نگهبان یخ های دنیا!نگهبان بچه هایی که باورم دارن!!!
پینکی:آهان!خوب دیگه مضاهم نشو بزار برم کارم رو بکنم.
بعد پینکی رفت تو شهر و دنبال زامبی گشت!!پینکی زامبی رو پیدا کرد و برد به سالن متروکه!!!
پینکی:من مطمینم یه روزی برای گردش میان اینجا و این جسد رو میبینن!خوب دیگه کار من این جا تمومه!!!
پینکی رفت بیرون اما همون موقع یه دونه ی برف نشت رو دماغش!
پینکی:این دیگه چیه؟
السا:برفه!
پینکی:اینجا چرا اینجوریه؟تو الان باید تو کارتون خودت باشی که؟بعد چرا الان داره برف میاد؟
السا:میدونی.....
پینکی:نه......
السا:خوب......
پینکی:بعد..........
السا:من نتونستم قدرتم رو کنترل کنم بعد وسط تابستون داره تو شهرتون برف میاد
پینکی:یا امام زاده بیژن!!!!!!!!!!!!!!
از اون طرف...
فلاترشای:اپل جک میشه بگی پسرخاله براندیت کجا زندگی میکنه؟
اپل جک:نه!
فلاترشای:چرا؟
اپل جک:چون باید دور اونو خط بکشی!!
فلاترشای با خودش میگه:تا وقتی این اپل جک مضاهم هستش نمیتونم کاری بکنم!باید بکشمش کنار!!!
از این طرف....
السا:جک من یه کار خیلی بد کردم..
جک:بله!خودم میبینم!!!
السا:من نمیخواستم اینطوری بشه!
جک:السا دارم شوخی میکنم!تقصیر تو نیست!



از اون طرف توی تیمارستان قلام علی...
روریتی:من یه گوگول مگولم...تو ی گوگول مگولی...ما گوگول مگول هستیم!!!!
خوب دیگه این قسمت تمام شد.باید منتظر بمونین تا بفهمین فلاترشای با اپل جک چیکار میکنه؟
جک و السا چه طوری اومدن این جا؟
پینکی میتونه دست رنگین و فلاترشای رو روکنه؟




Comments : نظرات

Last edited: - -



ساخت خودم

پنجشنبه 11 دی 1393 12:33 ب.ظ

By : پــ . . . ـــانیذ:)
،







میدونم افتضاح شدن :(
ولی گزاشتم دیگه :)
از پانیذم معزرت میخوام هی تند تند دارم آپ میکنم :(
ولی شاید توی طول هفته دیه نتونم بیام :(
واس همین دارم مطلب میزارم در این هفته با اینا از من یاد کنید
راستی کریسمستونم مبارک
پست بعدیم چندتا عکس کریسمسیه
بعدش دیه شومارو به خیر و مارو به سلامت!



Comments : نفر میگن خوب درست شده

Last edited: - -



killer

پنجشنبه 11 دی 1393 12:14 ب.ظ

By : پــ . . . ـــانیذ:)
،

های اوری بادی
عکسای کیلر رو اوردم
پونی ناشناخته محبوب من!
منظورم از ناشناخته اینه که تو خود کارتون نیست
ولی کلی عکس ازش دارم
و گوشه ای از آن را با شوما سهیم میشم :))
برین ادامه

اینجا بیا گلم

Comments : پونی ناشناخته

Last edited: - -



mery christmas

پنجشنبه 11 دی 1393 01:06 ق.ظ

By : پــ . . . ـــانیذ:)
،
اینم پست تبریک کریسمسی که گفتم
سعی کردم بهترین عکس هارو انتخواب کنم
برین ادامه

کلیک کن عزیزدلم

Comments : نفر تبریک گفتن

Last edited: - -



nurse redheart

چهارشنبه 10 دی 1393 04:37 ق.ظ

By : پــ . . . ـــانیذ:)
،
سلام بچه ها
بیکار بودم اومدم از این پرستار پونی ها براتون اپ کنم
فقط ببخشین عکساش خیلی نیس
حالا برین ادامه

کلیک کن یا آمپولت میزنم!

Comments : نظر دکتری

Last edited: - -



نزارین نسل پونی منقرض بشه

سه شنبه 9 دی 1393 05:38 ق.ظ

By : پــ . . . ـــانیذ:)
،
چرا وقتی فروزن اومد همه پونی رو ول کردید؟؟؟؟
این نشون میده پونی بچه گونس...من خودم امروز چون برای اینکه پونی
میدیدم مسخره کردن(یعنی من و 2 تا از دوستام مسخره شدیم)
منم جوراب پونیم رو پوشیده بودم اما اونا مسخرم کردن()
چرا نمیزارین پونی خوب تموم بشه؟
چرا دارین قصرهارو وارونه میکنین؟
چرا میزارین پونی بد تموم بشه؟؟؟
چرا باید آخر پونی
همه چی وارونه و خراب بشه؟؟؟
چرا میخواین این شادی ها تموم بشه؟؟؟
چی در انتظار 
المنت های هارمونیه؟
پس اون شهر
های پر از شور و شادی کجاست؟
نزارین
ترک بخورن...جلوی خرابی رو بگیرید
چرا میخواین
این بلا سر هاب بیاد؟
این 
پایان خوشی نیست...



Comments : نفر برای پونی میکوشند!

Last edited: - -



A true,true friend

یکشنبه 7 دی 1393 07:42 ق.ظ

By : پــ . . . ـــانیذ:)
،

شعر واقعی،دوست واقعی
توسط 6پونی اصلی اجرا میشود
این شعر مال قسمتی است که کیولی مارک این5تا قاطی شد
(رریتی =رینبو)
(رینبو=فلاترشای)
(فلاترشای=پینکی)
(پینکی=اپل جک)
(اپل جک=رریتی)
و توایلایت سعی در درست کردن کیولی مارک هاشون داره
در این شعر کیولی مارکاشون درست میشه
مدت زمان:
3:27
برای خوندن متن برین ادامه


ادامه مطلب

Comments : پونی آواز خوان!

Last edited: - -



عکس های آندرا لیبمان دوبلر پینکی و فلی

یکشنبه 7 دی 1393 06:58 ق.ظ

By : پــ . . . ـــانیذ:)
،
سلام بچه ها!از دوبلر پینکی و فلی
عکس آوردم.این یارو هم خوشگلی داره هم صدا!
پس براتون عکس های آندرا لیبمان رو آوردم!



ادامه مطلب

Comments : نظرات

Last edited: - -



اصلا از این وضع خوشم نمیاد.....

شنبه 6 دی 1393 01:13 ق.ظ

By : پــ . . . ـــانیذ:)
،
سلام
آخه لجباز تا این حد؟؟؟
به بابام میگم لب تاب رو جمع کن میگه چه طور؟؟
من:حالااااا
بابام:واااا؟چرا؟؟؟جمع نمیکنم
من:اون موقع جمع میکنی من نمیزارم حالا میگم جمع کن تو نمیزاری؟
بابا:اون موقع فرق داشت
من:خوب الان چیکار میکنی؟؟؟
بابام:بزار تا هفته یه بعد.شاید دادمش به آقای شیرازی...
یعنی تا 1هفتهدیگه پیشتونم.تا آقای شیرازی از مشهد 
برگرده....
حالا چون ناراحتم برید ادامه عکس های غم ناک آوردم


ادامه مطلب

Comments : نظرات

Last edited: - -



آمار آنلاین ها!

جمعه 5 دی 1393 09:06 ق.ظ

By : پــ . . . ـــانیذ:)
،
بچه ها دیروز اومدم دیدم 33 نفر
آنلاین دارن توی وب میپلکن!ولی نظرات
هول و هوش40بود....بنظرتون33آنلاین باید کلش بشه40نظر؟؟؟
این مدرک خوشگلم:
به امام با فتوشاپ نیست
اگه خالقه فتوشاپم بیارم نمیتونه همیچین چیزی
درست کنه
اینم آمار صبح امروز
یهویی بهشون4نفر دیگه هم اضافه شد



Comments : نظرات

Last edited: - -



جشن یا عزا!؟

جمعه 5 دی 1393 04:56 ق.ظ

By : پــ . . . ـــانیذ:)
،

بچه ها توی دو راهی موندم :(
جشن بگیرم یا عزا!؟
دلم میخواد واسه برگشت سامست خوشحالی کنم
ولی این که پانیذ داره میره خیلی خیلی بده
چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟
پانید لطفا نرو
چرا به اینجات رسیده؟
کسی بهت حرف بد زده؟
کسی ازیتت کرده؟
بوگو برم پوستشو بکنم
نمیزارم ناراحتت کنه
همگی نمیزاریم
پانیذ جونمممممممممممممممم
بمون پیشممممممممممممممم
ترکم نکننننننننننننننننننننننننننن
بی تو میمیرممممممممممممم
پانیذ هرکی ازیتت کرده به وبت حسودیش میشده
احتمال 99% همون هیوسا تقلبیس
حتما میخواسته از میدون به درت کنه
ولی تو نباید تسلیم شی
این همون فرصتیه که اونا میخوان
کافیه تو بری و.......
خودت میتونی حدس بزنی پس من نمیگم!
پانیذ لطفاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
جون هیوسای خون اشام خون خوار!
ما ها همگی پشتتیم
نمیزاریم ازیتت کنه
تو هم بمون
و نرو
تا چش همه حسودا در آد(ایشالا)
چش هرکی که باعث رفتنته در بیاد (هر دو چشمش!)(ایشالا)
ببین پانیذ.......خودت به سامی گفتی نره
حالا چرا خودت میری؟
و مارو توی عزا میزاری؟

پانیذ جونم تو ماهی
خیلی گل و باحالی
میخوام که باشی پیشم
توی شادی و توی غم
با رفتنت حالا
نکن دوستتاتو تنها
توی غمو غصه ها

باش پانیذ؟
رهامون نکنی ها!
امیدوارم پیشمون بمونی :_(
امیدوار که نیستم.......باید بمونی!
تو دلت میاد منو تنها بزاری؟
جون من دلت میاد؟
تو نباشی من به شوق کی آپ کنم؟
تو نباشی کی بهم بگه هیوسای خون خوآر؟
من عاشق این لقبت بودم
جون هدیییییییییییییییه نرو
جون هیووووووووووووووووووووسا نرو
جون دیول ومپایر نررررررررررررررررررررررررررو

من:دوست دارم  I love you
دوست دارم پانیذ پانیذ جون

پانیذ:اخ هدی جونم من بیشتر!

من:وری وری وری وری من بیشتر!

پانیذ:چاکرتم!

من:من بیشتر!

پانیذ:اغا نوکرتم

من:من بیشتر!

پانیذ:بسه دیگه!

من:من بیشتر

پانیذ:خیلی خری :|

من:من بیشتر!

پانیذ:میگم نخون :|

من:من بیشتر!

پانیذ:اغا تو خونآشآمی؟مادرتو دیدی!؟
(یه شعر توی اهوی پیشونی سفید با اندکی تغییر)
پانیذ شعرو دیدی؟خوشحال شدی؟حالا برگرد
میگم برگرد :|
برگرد دیگه اغا
عجب گیری افتادیما :| میگم برگرد
بر نمیگردی؟
باشه پس منم میرم!
خدافظ شما



Comments : پانیذذذذذذذذذذذذذذذذذذ بگرددددددددددددددددددددددد

Last edited: - -





Total number of pages : 3 1 2 3